العلامة المجلسي
442
حياة القلوب ( فارسي )
است » « 1 » . اين است ترجمهء لفظ آيات بر قول مفسران . وشيخ محمد بن مسعود عياشى در تفسير خود از اصبغ بن نباته روايت كرده است كه : از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام سؤال كردند از حال ذو القرنين . فرمودند : بندهء شايسته خدا بود ونام أو عياش بود ، خدا أو را اختيار كرد ومبعوث گردانيد بسوى قرني از قرون گذشته در ناحيهء مغرب ، واين بعد از طوفان نوح بود ، پس ضربتي زدند بر جانب راست سرش كه از آن ضربت مرد ، پس بعد از صد سال خدا أو را زنده كرد ومبعوث گردانيد أو را بر قرني ديگر در ناحيهء مشرق ، پس أو را تكذيب نمودند وضربت ديگر بر جانب چپ سر أو زدند كه باز از آن مرد ، باز بعد از صد سال خدا أو را زنده گردانيد وبه عوض آن دو ضربت كه بر سرش خورده بود دو شاخ در موضع آن دو ضربت أو عطا فرمود كه ميان آنها تهى بود وعزت پادشاهى ومعجزهء پيغمبرى أو را در آن دو شاخ قرار داد ، پس أو را بالا برد به آسمان أول وگشود از براي أو حجابها را تا آنكه ديد آنچه در ميان مشرق ومغرب بود از كوه وصحرا وراهها وهر چه بود در زمين ، وعطا فرمود خدا به أو از هر چيز علمي كه حق وباطل را به آن بشناسد ، وتقويت داد أو را در شاخهايش به قطعهاى از آسمان يا ابر كه در آن تاريكيها ورعد وبرق بود ، پس أو را به زمين فرستاد ووحى كرد بسوى أو كه : سير كن وبگرد در ناحيهء مغرب ومشرق زمين كه طي كردم براي تو شهرها را وذليل كردم براي تو بندگان را ، وخوف تو را در دل ايشان افكندم . پس روانه شد ذو القرنين بسوى ناحيهء مغرب وبه هر شهري كه مىگذشت صدائى مىكرد مانند صداى شير خشمناك ، پس برانگيخته مىشد از دو شاخ أو ظلمتها ورعد وبرق وصاعقهاى چند كه هلاك مىكرد هر كه را مخالفت أو مىكرد وبا أو در مقام دشمنى بدر مىآمد ، پس هنوز به مغرب آفتاب نرسيد تا آنكه أهل مشرق ومغرب همه منقاد أو
--> ( 1 ) . سورهء كهف : 91 - 98 .